ساراناصرنصیر

 

 

در مـن خدايي نيست تا آدم بميـرم

آن‌قـدر كـافر باش تا كـم‌كـم بميرم

 

آن‌قدر بايد گـم شوي تا شعرهــايم

خالــي شـوند و عاقبت از غم بميرم

 

آن‌قدر بايد عاشقت باشم كه پشتــم

از رفتــن تو بشكند خم‌خم بمــيرم

 

خَم باشم و يك عمر جاپـاي تَرت را

بر خــاك‌ها از گــل بپوشانم، بميرم

 

بايد كسي اين كفرِ عاشق را نخـواهد

جـا مـانده روي خـاليِ دستـم بميرم

 

يك شب خيالِ پيكرم آتـش بگـيرد

باشم، نباشم، گم شوم، مبـهم بميرم

 

حــالا بــگو درهــاي دنيــا را ببندند

من پشت اين در بي‌تو مي‌خواهم بميرم

 

سارا ناصرنصير

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱/٢۸ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ توسط سارا ناصرنصير نظرات () |

Design By : Night Melody