ساراناصرنصیر

بگیر دست مرا و از این زمانه ببر

مرا بگیر از این کوچه ها به خانه ببر

 

مرا بگیر از این پرسه های معمولی

به سمت موجی از اشعار عاشقانه ببر

 

نخواه رم کند این اسب بی سوار و یراق

مرا به خانه ای از عشق و تازیانه ببر

 

مرا بگیر در انبوه شاخه های تنت

مرا به دام بیانداز، سمت دانه ببر

 

ویا تصور کن مطلع همین غزلم

مرا به فرجامی گرم و صادقانه ببر

 

مرا میان همین بیت ها ببوس و بخند

و یا به یک هیجان گس شبانه ببر

 

و بعد عاشق یک اتفاق دیگر شو

مرا به یک دوئل داغ و منصفانه ببر

 

تو زودتر بزن و روی نعش من خم شو

مرا به دوش بگیر و از این زمانه ببر /.

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٥/٤/۳ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ توسط سارا ناصرنصير نظرات () |

Design By : Night Melody