<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

 

دنبال من نـــگرد از اين شـــهر رفـتـــه تا ...

تا گم شــود  ميــان خـودش در سه‌شنبه‌ها

 

باران، سه‌شـنبه روي تن هفتــه ريخـــت؛ بعد

من «ما» شدم، تو «ما» شدي و چارشنبه «ما»

 

امــروز روز اول عشـــق اســـت؛ عشـــــق را

از ابتـــــداي دفتـــر من تا . . .  بــگـو! كـجـا؟

 

ما تــا كــجــا كـنار خـــيابان قـــدم زديــم

ما از كــجــا قـــدم قـــدم ســمــت انتــها؟

 

ــ من انتـــــهاي شعر تو را حـدس مـي‌زنم ...

ــ نـه، نــه، نـگـو، قـدم به قـدم عين قصه را ...

 

مــن قصــه را دوبــاره نــوشته كه گـم شــود

حــــالا تــمــام قــصــه‌ي مــا را از ابتــدا ...

 

مـن بـودم و تـو بـودي و «مـا» هيـچ‌كس نبود

مـــن اين ور خيــابان، تــو آن ور خيــا    ...

***

مـــرد آن ور خيــابان سيـــگار مــي‌كشيــد

دنبال من نـــگرد، از اين شـــهر رفـتـــه تا ...

 

سارا ناصرنصير

 

 

/ 5 نظر / 26 بازدید
mojgan

سرشار از ساختار روايی موج نوست. اميدوارم کتاب‌های شما را به زودی در وب تان ببينم. موفق باشيد. مژگان

niloufar

اميدوارم شاگرد کوچکتان را فراموش نکرده‌باشيد.

sanaz

جای وب لاگ شما در پرشين بلاگ خالی بود.

farhang Emrani

من تا حالا يک شعر رو اون‌قدر نخونده بودم که شب خوابش رو ببينم؛ اما يک بار اين کار رو کردم؛ سه‌شنبه. فرهنگ

محمد کاشی

سلام اشعار جالبی داری (دارید) به من هم سر بزن (بزنید ) فعلا ..