تو می توانستی شبیه خواب من باشی

بی دست، بی پا، بی نگاه و بی بدن باشی

 

می شد کنار من همیشه گام برداری

هی سایه باشی، سایه باشی، تیره تن باشی

 

حالا سر پیچ است، شمشیر تو باید... آه

در خواب من حالا تو باید راهزن باشی

 

باید همین شمشیر را در پشت کوچه... بعد،

هی، ساکتی، حرفی ... تو باید بی دهن باشی

 

بی چشم، بی صورت، بدون دست و پا، آری،

شاید تو می باید فقط یک پیرهن باشی

 

از آستین هایت دو مار مهربان هر شب

هی بوسه پشت بوسه روی پشت زن باشی

 

از بوسه هایت شعله های سرکش و عاصی

بالا بگیرد تا تو گرم سوختن باشی

 

زن هم بسوزد، شعر هم آتش بگیرد،آی

بیدار شو، می خواهم این جا تو کفن باشی

 

این شعر را در تو بپیچم، آی باد مست

امشب تو باید توی شعرم گورکن باشی

***

شب بود و شاعر روی کاغذ پاره ها خوابید

تو می توانستی شبیه خواب او باشی/.

 

/ 65 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلادیاتور

اي ستاره عزيز بس کن من سالهاست تورا مي نگاهم وتو به ديگري نور مي دهي من چشمانم را مي بندم تو تا هر وقت که مي خواهي شب باش

دنیادیده حور

سلام خسته نباشید وب قشنگی دارید شما را برای دیدن وبلاگم دعوت می کنم تا از نظرات ارزنده شما بهره مند شوم منتظر حضور گرمتان هستم[گل]

سلام

سیصد و یکمین نشست هفته کانون ادبیات ایران نقد و بررسی مجموعه شعر " 68 ثانیه به اجرای این اپرا مانده است" مجموعه شصت و هشت غزل نو سروده مریم جعفری آذرمانی منتقدان: محمد رمضانی فرخانی یزدان سلحشور مهرنوش قربانعلی دوشنبه 1389/9/22 ساعت 5 عصر مکان: سالن اجتماعات کانون ادبیات ایران - تهران ، ميدان هفت تير ، خيابان مفتح جنوبي ، كوچه ي اردلان (روبروي ورزشگاه شيرودي) ، پلاك 25

---

جلسه نقد مجموعه غزل " گوشه ای در اصفهان" سروده ی جواد زهتاب زمان: دوشنبه- 29 آذرماه - ساعت 16:30 نشانی: سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران منتقدین: عبدالجبار کاکایی - سعید بیابانکی

میلاد پوراکبری

سلام خواندم و لذت بردم منتظر نگاه ونقد شما بمانم؟؟؟ - می مانم! ممنون

صالح دُروند

خیلی خوب بود این غزل

فرخنده

باورم نمی شوددختر کوچکی که میشناختم شاعری شیرین سخن شده است سارا جان واقعا لذت بردم.