« صدا نمی رسد به تو

صدا به تو نمی رسد

سکوت درد تازه ایست که به ما نمی رسد ...»

 

و بالاخره 90...

 

یک میز، یک تقویم، یک لیوان لب پَر با-

یک فندک و سیگار برگ و شاعری تنها

 

تصویر تکراریست، نه، حرف جدیدی نیست

مثل همیشه یک زن از یک گوشه­ی دنیا

 

حالا اگر این شعر طبق رسمِ معمول است

باید کسی فالی بگیرد، فال قهوه یا...

 

اصلن ولش کن آخرِ این قصه معلوم است

یا خودکشی یا خودزنی یا هم همین حالا-

 

این زن تمام خرده کاغذ های شعرش را

 با خشم می ریزد درون آتش و ... لا لا

***

زن های شاعر، شاعران زن، زنان شعر

دیوانه های مثل هم، گم های نا پیدا

 

هی پرسه توی کوچه ها، هی گریه توی شهر

هی کافه­های یخ زده، هی قهوه، هی ودکا

***

زن های شاعر پای مرد شعر می سوزند

مردان شاعر پای صدها زن که تا حالا....

 

 

/ 37 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی آبان

سلام سارا جان، خواندمتان و مثل همیشه بدیع و تازه اید درود

مامان

تولدت مبارک عزیزم . نوزاد مخملی قرمز با موهای بلند و چشمان سیاه که به زندگی ما آب و رنگ تازه ای دادی و حال و هوای پاییزمون رو بهاری کردی .[قلب][ماچ]

محمد حمیدی

سلام زیباست و به خواندن کارهای کوتاه من دعوتی ... [گل]

کسری مطلق

سلام با 5 شعر کوتاه بروزم .. جنگلی با رویای سبز بودن زمستان سرش نمی شود ! منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم ... خوب باشید ... مرسی

علی وارث

سلام مهلت ارسال به دومین جشنواره ی اینترنتی از کلمه می آیم تا 25 مهرماه 1390 تمدید شد با ما باشید. یاحق...

شاهین

سلام چه جالب! الان فهمیدم قبلن هم خوندمت!!!! بازم مرسی که خوندم

علی

سلام دوست دو غزل آخرتون رو دوست داشتم. بیت پایانی این غزل بیشتر از بقیه به دلم نشست [گل]